قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3501
تاريخ الفي ( فارسى )
و در ربيع الأوّل سال پانصد و هشتاد و سيم از رحلت خير البشر « 1 » خوارزمشاه با لشكرى انبوه متوجّه جند شد و قطب الدّين محمّد را يزك سپاه قرار داد و قادر بوقو به قصد آلپدرك به جند آمده بود كه مقارن اين حال قطب الدّين محمّد رسيد و ميانهء قادربوقو و قطب الدّين محمّد نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . آخر الأمر ، ظفر و نصرت بر پرچم علم قطب الدّين محمّد وزيد ، و قادربوقو هزيمت يافته روى به گريز نهاد ، و قطب الدّين او را تعاقب نمود . تا آنكه قادربوقو را با جمعى از امرا و اعيان دولتش گرفته به خدمت خوارزمشاه رسانيد ، و سلطان خوارزمشاه ، قادربوقو را مقيّد ساخته به خوارزم فرستاد و خود عنان عزيمت به صوب . . . « 2 » منعطف داشت . درين وقت خبر رسيد كه بقاياى « 3 » قوم قادربوقو مثل از وى مأيوس و غير آن بر آلپدرك مجتمع شده نايرهء فتنه و فساد را مشتعل ساخت . « 4 » سلطان خوارزمشاه چون بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، فى الحال فرمود كه قادربوقا را از بند درآورده به خدمت رسانيدند . خوارزمشاه او را اعزاز و اكرام تمام نموده بعد از استحكام عهود و مواثيق با لشكرى عظيم قادربوقو را بر سر آلپدرك فرستاد و خود عازم خراسان گرديد . و در اوايل ذيحجّهء اين سال به ظاهر شادياخ نزول كرد و سه ماه در آنجا توقف نمود .
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . جاى يك كلمه در متن خالى است . ( 3 ) . متن : با . ( 4 ) . جمله مشوش است . اين بخش در تاريخ جهانگشاى جوينى چنين آمده است . « بقاياى قوم قادربوقو چون از او مأيوس گشتند بر كنار درك ( پاورقى همو : كفردرك ) مجتمع شدند و بر تشويق و التهاب نايرهء فساد محتشد گشتند . - ج 2 ، ص 41 .